تولد دخترم هانیا
هانیا روز24آبان 1390به دنیا اومد، ساعت 4 بعداز ظهر در بیمارستان حافظ شیراز، هانیا گلی تو هم با اومدنت به زندگیمون رنگ دوباره بخشیدی و خوشحالی و شادیمونو صدچندان کردی، هر چند بابات وقتی فهمید بچمون دختره ناراحت شد و حتی یک ماه از بارداری مامانت هم باهاش حرف نزد و قهر بود ولی نمیدونم چرا منو مقصر میدونست،آخه بابات دوست داشت دو تا پسر داشته باشه ، ولی من خیلی خوشحال بودم چون خیلی دوست داشتم یه پسر و یه دختر ناز داشته باشم، که خدا آرزومو برآورده کرده بود، البته بابات هم وقتی اون صورت کوچولو و ناز و خوشگلتو دید پشیمون شد ، حالا هم جونش به جون شما دوتا بسته هست، راست میگن که دختر باباییه آخه تو و بابات خیلی به هم وابسته شدین ،...
نویسنده :
فریما
12:54



